دوبله شده
پخش آنلاین تریلر

دانلود دوبله فارسی فیلم The Ascent 1977

4.4از 8 رای
  • نام فیلم :
    L'Ascension
  • کارگردان :
  • مدت زمان :
    111 دقیقه
  • لینک IMDB :
    در
  • سال انتشار :
  • نویسنده :
    Vasiliy Bykov,Yuri Klepikov
  • رده سنی :
    PG
  • زبان :
    Russian,German
  • ستارگان :
    Boris Plotnikov,Vladimir Gostyukhin,Sergey Yakovlev,Lyudmila Polyakova,
  • خلاصه ای از جوایز :
    4 بار برنده جایزه.
  • خلاصه فارسی داستان :
    دو پارتیزان شوروی از گروه خود که به شدت گرسنه هستند جدا می شوند تا به مزرعه ای در نزدیکی رفته و تجهیزات تهیه کنند. نیروهای آلمانی پیش از آنها به مزرعه می رسند به همین دلیل آنها باید به سفری خطرناک در قلب منطقه دشمن بروند و...
  • خلاصه انگلیسی داستان :
    Two Soviet partisans on a mission to gather food contend with the winter cold, the occupying Germans, and their own psyches.
  • توضیحات :
    نام پارسی فیلم : عروج

    انتشار کیفیت 1080p Bluray با دوبله فارسی کامل (2021/11/19)

  • دانلود فیلم
  • پخش آنلاین
  • لیست کامل بازیگران
  • لیست کامل جوایز
نسخه جدید بدون فیلتر اپلیکیشن دانلود کنید

دیدگاه ها

4 دیدگاه

  • پویان پاسخ سه‌شنبه , 2 فوریه 2021

    با سلام و تشکر فراوان از قرار دادن فیلم مورد نظرم .سپاس

    • no avatar
      khodabakhshi605 پاسخ شنبه , 13 فوریه 2021

      سلام فیلم چطور بود ؟

  • no avatar
    khordad696 پاسخ دوشنبه , 25 آوریل 2022

    فیلم فوق العادی است ارزش چندین بار دیدن را دارد . ممنون بابت گذاشتن آن به ویژه در این زمان.

  • maziuar217 پاسخ شنبه , 17 ژوئن 2023

    در آغاز فیلم «عروج» (ساخته لاریسا شپیتکو فیلمساز زن سینمای شوروی) نماهایی کوتاه از مکان‌هایی با زمینه خالی می بینیم: برج یک ساختمان در دوردست، دشتی پر از برف، دور نمایی از تیرهای چراغ برق و… سپس شاهد صحنه نبردِ پارتیزانها با آلمانیها هستیم، بعد از پایان یافتنِ درگیری، دو پارتیزان «ساتنیکوف»(بوریس پلوتنیکوف) و«ریباک»(ولادیمیر گوستیوخین)، از گروه جدا می شوند و برای تهیه آذوقه به راه می افتند.
    «ساتنیکوف» بیمار است و ظاهری شکننده و ضعیف دارد. «ریباک» اما برعکس سَرسخت و مقاوم است؛ و پیشتر جنگیدن بدون ترس و دلیرانه اش را با آلمانی ها دیده ایم. بعد هم وقتی«ساتنیکوف» زخمی می شود و از ادامه راه باز می ماند، «ریباک» مسئولانه بر می گردد و به او کمک می کند.
    اما آنچه در پایان فیلم رخ می دهد، در نقطه مقابل آن چیزی است که در آغاز فیلم دیده ایم. چرا که «ساتنیکوف» مرگی قهرمانانه دارد، اما «ریباک»، تن به زندگی نکبت بار و حقارت آمیزی می دهد. گویی هدف اصلی شپیتکو، در این ششمین و آخرین اثرش، هم همین بوده؛ که پوسته ظاهری هرچند سختِ این آدم ها را بشکافد و مکاشفه ای ورای این ظاهر انجام بدهد.
    به همین دلیل «ساتنیکوف» نه تنها مانند بسیاری از قهرمانانِ فیلمهای یاد شده، قدرت و اراده ی اغراق شده و خدشه ناپذیری ندارد، بلکه به تدریج در طول فیلم به جایگاه یک آدمِ متفاوت می رسد.
    مریض و ضعیف بودنِ «ساتنیکوف» از آغاز فیلم، تمهید هوشمندانه ی شپیتکو(و واسیل بیکوف، نویسنده ی رمانِ منبعِ اقتباس) برای اجتناب از قهرمان پردازی و پرهیز از کلیشه های سینمای جنگی شوروی سابق است. «ساتنیکوف» وقتی زخمی می شود و در شُرُفِ دستگیری توسط آلمانی ها است، مستاصل و پریشان، حتی قصد خودکشی دارد. بدین ترتیب «ساتنیکوف» مسیر پُر فراز و نشیب و آزمونِ جان گدازی را از سر می گذراند، تا سرانجام قامت یک قهرمان را به خود بگیرد.

    شپیتکو در مصاحبه ای گفته که در «عروج» به طور ضمنی به داستانِ مسیح و یهودا اشاره کرده است. تجسمِ عینی این صحبتِ شپیتکو را در چند صحنه از فیلم مشاهده می کنیم. مثلا در سکانس زندان، چهره «ساتنیکوف» را مانند قدیسان در هاله ای از نور می بینیم؛ و کدخدا، زن روستایی، دختر نوجوان و «ریباک» گرد او جمع می شوند؛ کدخدا، پیش او رازش را فاش و اعتراف می کند و بقیه هم از دلتنگی ها و هراس هایشان می گویند. پای چوبه دار هم، آن ها به دور«ساتنیکوف» گویی به عنوان آخرین پناهگاه، حلقه می زنند؛ و مامور اعدام یکی یکی آن ها از «ساتنیکوف»جدا می کند و به سمت چوبه دار می برد.
    «ریباک» هم پس از اعدامِ «ساتنیکوف»، اسیرِ عذاب وجدانی ویرانگر می شود؛ و بعد از ناکام ماندنِ خودکشی اش، گویی مانندِ یهودا محکوم به زنده ماندن و عذاب کشیدن است. در اواخرِ فیلم، هم «ریباک» در فلاش فورواردی، فرار و سپس کشته شدنش توسط آلمانی ها را در ذهن مجسم می کند. فلاش فورواردی که بیش از پیش بر حقارت، درماندگی و هراس او از مرگ تاکید می کند.

    نماهایی از شخصیت های «عروج» در بزنگاهِ «انتخاب» و در لحظاتِ روبرو شدن ناباورانه شان با «خود»، تکان دهنده و فراموش ناشدنی هستند: مثلِ لحظه ی اشک ریختن دردمندانه ی «ریباکِ» در قرارگاه آلمانیها در پایان فیلم؛ یا مثل نمایی از چهره «پورتنوف» در سکانس اعدام، که او را از موقعیتِ خود شرمسار می بینیم؛ و به ویژه لحظه ی تاثیرگذارِ پیش از اعدام قهرمان فیلم، که ابتدا «ساتنیکوف» به نقطه ای در دور دست خیره می شود؛(با زومِ به جلویِ نمای نقطه نظرِ او به درون طبیعتِ زمستانی و سرد روسیه) و پس از تَلاقیِ نگاهش با پسر بچه ای غمگین و از شاهدان مراسم اعدام، در لحظات پایانی زندگی اش، لبخند می زند.
    لاریسا شپیتکو از شاگردان الکساندر داوژنکو فیلمساز بزرگ اوکراینی و متاثر از او، در «عروج» بر ارتباط تنگاتنگ انسان و طبیعت، تاکید می کند. البته اینجا نگاه شاعرانه داوژنکو به طبیعت، جای خود را به تصاویری کمتر شاعرانه و بیشتر منعکس کننده ی کشمکش و تنازع بقاء در دلِ طبیعتی سرد، خشن و البته زیبا داده است.
    در انتهای فیلم باز هم، همان نماهای کوتاهِ آغازِ فیلم را می بینیم: برج یک ساختمان در دوردست و… باز هم دو پارتیزان می توانند برای تهیه آذوقه یا به هر دلیل دیگری از گروه، جدا و راهی شوند. شاید این بار اتفاق خاصی برایشان نیفتد. یا شاید این بار هر دو در درگیری با آلمانیها کشته شوند؛ و هردو مانند هم، قامتِ یک قهرمان را به خود بگیرند.کسی چه می داند؟

برای استفاده از همه امکانات ,لطفا در سایت عضو شوید

عضویت در سایت ورود به پنل کاربری

ژانرها